حس غریب

این چه حسی است ؟

کسی را دوست داری ...

کسی که هست ولی نمی بینی اش

یعنی نیست ؟

پس چگونه دوستش داری؟

حتی در انتظارش که روزی خواهد آمد دردلت حسی غریب تر جاری است

چشمهایت را می بندی شاید در خیالت سایه ای؛ آیه ای؛ نشانه ای

فقط عطری است که در  روزنه های درونت شوق هم نفس شدن دارد

و در این لحظه است که سنگینی بغض امانت را می برد و زیر لب زمزمه میکنی

"اللهم عجل لولیک الفرج "

اگر یادتان بود و باران گرفت دعایی به حال بیابان کنید ...