روزگار من

خط به خط کف دستم را می خوانی اما از خطوط چهره ام هیچ نمیفهمی...

هبوط

دلم هبوط می خواهد

کاش از چشمت بیوفتم بر لبت جاری شوم ...

من ...تو ....او

اشک هایم را باور کن ...

این چشمها بهانه ی دیگری دارند ...