نوروز
دلم جاده می خواهد؛ جاده ای که آخرش میرسد به نوروز به تو و به آخر روزهای کهنه ی بی تو ...
+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام دی ۱۳۸۸ ساعت 21:0 توسط به آئین
|
اما نه به اندازه خواسته های من انگار !
نگرانم نشوید حالم خوب است
دلم کمی برای قطار کودکی ام تنگ شده بود
کسی مسافر نیست ؟
آفتاب را دوست دارم، به خاطر پیراهنت روی طناب رخت، باران را، اگر که میبارد بر چتر آبی تو و چون تو نماز میخوانی، من، خداپرست شدهام