رویا

خاکم حاصلخیز بود

آنچه به جانم افتاده هم آفت نیست

کهنگی رویای در آغوش کشیدن خورشید چنینم کرده

مراقب باش

سر از شانه های پوسیده ام بر دار

جای امنی نیست برای آفرینش رویا هایت  ...