غریبانه...
شبانه اندوه می شوم
شبانه بغض میشوم
شبانه اشک میشوم
در تاریکی مطلق
در خاموشی مطلق و در آغوش تنهایی خویش
مبادا اندوهم از زیبایی روزهایتان بکاهد
مبادا بغضم حباب آرزوهایتان را بشکند
مبادا اشکم بر خانه کاهگلی آروزهایتان ببارد
که سقفش تاب نیارد ...
+ نوشته شده در یکشنبه ششم مرداد ۱۳۸۷ ساعت 6:41 توسط به آئین
|