گذشت می کنم از لحظه ها که تاریکند...

و من هنوز  درگیر هم آغوشی بارانم ،بارانی که  ابرش چنان به من نزدیک است که حس میکنم  در مه غوطه ورم ...

خدایا باور می کنم ، باور می کنم بزرگی ات را ، باور می کنم مهربانی ات را و ایمان می آورم بوسه های هر شبت را که بر پیشانی ام میزنی ...

آفتاب را به پهناور ترین آسمان مه آلوده ببخش!