گذشت می کنم از لحظه ها که تاریکند...
و من هنوز درگیر هم آغوشی بارانم ،بارانی که ابرش چنان به من نزدیک است که حس میکنم در مه غوطه ورم ...
خدایا باور می کنم ، باور می کنم بزرگی ات را ، باور می کنم مهربانی ات را و ایمان می آورم بوسه های هر شبت را که بر پیشانی ام میزنی ...
آفتاب را به پهناور ترین آسمان مه آلوده ببخش!

+ نوشته شده در شنبه چهارم خرداد ۱۳۸۷ ساعت 19:14 توسط به آئین
|