بهانه !

 

شاید بهانه ای ،در کاسه نگاه

لبریز از غرور، سرچشمه گناه

 

شاید نظاره گر این راه بی عبور

منظر سراب ماست ،آغاز اشتباه

 

تکیه نکن به من ، ای پیچک نجیب

از من چه میرسد ؟جز روی رو سیاه

 

حالا منم همان ؛تنهای بی نصیب

حالا تو مانده ای همصحبتی و ماه!!!

 

من عابرم ،همین!کارم گذشتن است ...

شاید رها شوی ،حتی به نیمه راه!!!!!!!!!!!!!!!!!