باز از کنار دور

از شهر بی مسافر صدهانگاه کور

از  کنج حسرت دلم

از مرز بی عبور

بی ترس و بی غرور

خیره به چشم تو

باز از ته وجود

با پاره های دل

با چنگ بی سرود

فریاد میکنم

با بغض در گلو

با باوری نمور

آری !!! روی تو زود ...